سمنان
← همه اخبار
یادداشتی به یک دهه کارگاه داستان نویسی

گندم از گندم

یادداشتی به یک دهه کارگاه داستان نویسی

۱۴ تیر ۱۳۹۵کد خبر: 11499۲

یادداشتی به یک دهه کارگاه داستان نویسی

اوایل تابستان 1385 بود. مشغول رتق و فتق امور کارگران جمع آوری و انتقال سنگ در مزرعه پدری بودم. از حوزه هنری استان سمنان تماس گرفتند. گفتند که قصد دارند کارگاه داستانی را راه¬اندازی کنند و مایلند که مسئولیت این کارگاه را من به عهده بگیرم.

حالا یک دهه از آن روزگار گذشته. 
قصد ندارم درباره خاطرات بعضا جذاب این ده سال صحبت کنم. قصد هم ندارم با ذکر مثال بگویم که تصمیمات مدیریتی چگونه می¬تواند در سرعت یک جریان تاثیر بگذارد. نه! حتی نمی¬خواهم درباره رشد و افول استعدادهای ادبی که جایگاه و لیاقتشان با هم متفاوت است حرفی بزنم.
حالا بعد از ده سال می¬خواهم بگویم که چرا کارگاه داستان، در چرخه آموزش داستان نویس موثر است و تاکید می¬کنم که (چرخه آموزش داستان نویس)؛ نه چیزی دیگر که احتمالا تاویل متن اجازه تاویلش را به شمای خواننده می¬دهد.
بسیاری معتقدند که کارگاه¬های داستان¬نویسی کمکی به پرورش نویسندگان نخواهد کرد و برای خودشان دلایلی هم دارند. من هم دیده¬ام که اغلب خروجی کارگاه¬های داستان نویسی مخاطب نسبتا جدی ادبیات بوده تا نویسنده و مسلما شما هم مثل من افرادی را دیده¬اید و یا می¬شناسید که هیچگاه هنرجوی یک کارگاه داستان نویسی نبوده¬اند و داستان نویس شده-اند.
ممکن است ساختار کارگاه¬ها اشکال داشته باشد. ممکن است اصلا دیگر شرایط بروز و ظهور یک نویسنده فراهم نباشد. ممکن است استاد کارگاه از مهارت کافی برخوردار نبوده و یا برعکس! هنرجو تنها به عنوان یک برنامه غنی سازی اوقات فراغت در کارگاه داستان شرکت کرده و همانقدر که شناگر نشده، داستان¬نویس هم نشده.
اینکه در رخداد یک کارگاه داستان چه اتفاقی افتاده، اصلا موضوع صحبت نیست. در واقع هیچکدام این ضد و نقیض¬ها، نباید دلیل خوبی و بدی یا مفید و غیر مفید بودن کارگاه داستان بشود. 
گمان می¬کنم که بهتر است تا اینجای روایت را رها کنم و ادامه بحث را از جای دیگری شروع کنم. اصلا شاید بهتر باشد ادامه صحبت را با سوالی در خصوص چیستی کارگاه داستان ادامه بدهیم. کمی تامل نشان می¬دهد که تعاریف و گونه¬های متنوعی از کارگاه داستان وجود دارد. ممکن است کارگاه، محلی برای ارائه آثار هنرجویان باشد. ممکن است پاتوق ادبی باشد. ممکن است محل آموزش داستان نویسی باشد، یا آموزش نقد نویسی. ممکن است به منظور آشنایی با مکاتب شکل گرفته باشد یا آشنایی با ژانرها و یا هر دلیل دیگر.
مسلما ما از کارگاه داستانی که در آن هنرجویان به ارائه اثر خود می¬پردازند یا استادی درباره چگونگی نقد داستان صحبت می¬کند، انتظار پرورش نویسنده را نداریم. هر چه باشد «گندم از گندم بروید؛ جو ز جو». پس وقتی می¬پرسیم آیا کارگاه داستان موجب پرورش و بروز نویسنده می¬شود؟ دقیقا منظورمان کارگاه داستانی است که به منظور آموزش نوشتن داستان شکل گرفته و لاغیر. 
در پاسخ باید بگویم آری. کارگاه داستان نویسی موجب پرورش نویسنده می¬شود و برای اثبات ادعایم اول از افلاطون کمک می¬گیرم: (جناب افلاطون در رساله (منون) از زبان سقراط می¬گوید اگر پینه دوزی، کفش مردم را پاره¬تر از روز اول تحویلشان می¬داد، سی روز هم نمی¬توانست از راه حرفه خود کسب نان کند و به زودی از گرسنگی می¬مرد.) 
حالا سوال من این است: اگر کارگاه داستان نویسی به هنرجویان چیزی درباره داستان نویسی نیاموزد، امکان تداوم و تکثر خواهد داشت؟
حتما شما هم از بازار بعضا داغ برخی از این کارگاه¬ها باخبرید. مگر می¬شود به هنرجو چیزی را که می¬خواهد ارائه نکنیم و همچنان هنرجویان برای حضور در کارگاه¬ها رغبت داشته باشند و هزینه پرداخت کنند؟ خیال خام است. هنرجویان عاشق چشم و ابروی استادان داستان¬نویسی نیستند. لابد چیزی می¬آموزند.
شاید گروهی بگویند این کلیات افلاطونی در حد همان کلیات است و دلیلی نمی¬شود که اگر مثلا امسال رنگ آبی مد شد و مردم برای البسه آبی پول کلان پرداختند، حاصلی هم از این رنگ لباس خواهند برد و فرقی بین این رنگ لباس با رنگ دیگر همان جنس و مدل لباس وجود دارد.
البته من معتقدم که تفاوت بین پوشیدن رنگ مد و غیر مد وجود دارد و این تفاوت در بعد روانشناختی و جامعه شناختی مشخص می¬شود اما خودم هم معترفم که استفاده کردن از این بیان افلاطونی کمی کلی است و بسیاری را قانع نمی¬کند. آنهم در این روزگار فلسفه¬گریز حاصل¬اندیش.
ترجیح می¬دهم از رویکرد علم¬گرایانه¬تری وارد شوم. روانشناسی تجربی از علمی¬ترین گرایشات روانشناسی است. تنها به اموری اهمیت می¬دهد و در موردشان بحث می¬کند که امکان تبدیل شدن به آزمایش علمی را داشته باشند.
در آزمایش یادگیری که مقایسه¬ای است بین یادگیری فشرده و توزیعی؛ در مرحله اول ثابت می¬شود که یادگیری توزیعی بهتر و موثرتر از یادگیری فشرده است. یعنی اگر هنرجویان جوان به صورت تدریجی و از راه مطالعه داستانهای دیگران و نظریات ادبی مختلف به کسب هنر داستان نویسی بپردازند، یادگیری بهتر و موثرتری خواهند داشت تا زمانی که در کارگاه-های داستان نویسی و زیر نطر اساتید نویسندگی، بخواهند اصول و قواعد را بصورت فشرده بیاموزند.
در مرحله دوم این آزمایش مقایسه¬ای بین دو شیوه آموزشی انجام می¬شود که اگر آموزش ابتدا توزیعی باشد و بعد فشرده، بهتر است یا برعکس. پاسخ این بود. اگر آموزش ابتدا به صورت فشرده و بعد به صورت توزیعی انجام گیرد، بیشترین بازده آموزشی را خواهد داشت. یعنی اگر هنرجویان ابتدا در کارگاه¬های داستان نویسی به صورت فشرده اصول و قواعد نویسندگی را بیاموزند و سپس در کارگاه¬های مشابه یا حتی در کنج خانه¬های خود به مطالعه آثار و نظریات بپردازند، مسیر آسان¬تری را برای رسیدن به هدف نویسندگی خواهند پیمود.
به استناد مباحث بالا نگارنده معتقد است که نباید از کارگاه داستان¬نویسی انتظار پرورش نویسنده را داشت. باید به تکامل مسیری که در کارگاه¬ها امکان بروزشان فراهم می¬شود، فکر کرد و برایشان برنامه داشت. به هر حال بیرون کارگاه داستان نویسی عوامل دخیل در پرورش نویسنده متعددند. از استعداد و تلاش هنرجو گرفته تا حمایت¬ها و بازخوردهای اجتماعی. از دانش مدرس گرفته تا تصمیمات مدیریتی و موارد دیگر و حتما باید برای تک¬تک این عوامل طرح و نقشه¬ای چید اما فراموشمان نشود که کارگاه¬های داستان نویسی اتاق امن هنرجویان و نویسندگان است تا لااقل گام¬های نخست نویسندگیشان را در کنار هم و با کمک هم بردارند. 

مهدی زارع
مسئول واحد آفرینش های ادبی حوزه هنری استان سمنان

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://semnan.hozehonari.ir/s/LXB42W6

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: semnan.hozehonari.ir