سمنان
← همه اخبار
ایستاده در برابر پوچی

رسول گلپایگانی

ایستاده در برابر پوچی

۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶کد خبر: 12023۲

کمتر شاعری را می‌توان یافت که با این تعداد کم شعر این همه سر و صدا و تأثیر گذاری در جهان داشته باشد. خیام با زبانی ساده و البته روشن به بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مقوله های هستی اندیشیده است.

کمتر شاعری را می‌توان یافت که با این تعداد کم شعر این همه سر و صدا و تأثیر گذاری در جهان داشته باشد. خیام با زبانی ساده و البته روشن به بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مقوله­های هستی اندیشیده است. خیام دانشمندی چند بعدی بوده؛ که در زمان خودش کمتر به شاعری شناخته می‌شده است؛ حتی نظامی عروضی هم که خود را شاگرد خیام می‌دانسته؛ در چهار مقاله‌ی خودش ذکری از خیام شاعر نکرده و او را در صف منجمین شمرده است. همین موضوع سبب شده است که عده‌ ای خیام شاعر را با عمر خیام حکیم متفاوت بدانند که البته چنین چیزی نمی‌تواند درست باشد. هنوز سرنوشت این رباعیات به روشنی معلوم نیست. در منتخب‌هایی که کسانی چون صادق هدایت، علی دشتی، محمد علی فروغی و... ارائه داده‌اند تعداد رباعیات اصیل متفاوت است. البته شاید کسانی هم در طول تاریخ بوده‌اند که رباعی‌هایی ساخته‌اند ولی جسارت آن را نداشته‌اند که به نام خود پخش کنند و به رباعیات خیام افزوده‌اند. به هر حال ما در مورد رباعیاتی که با شواهدی می‌توان پنداشت که از خیام نیشابوری است به قضاوت نشسته‌ایم.

اگر بخواهیم  در اینجا به یکی از عناصر فکری سراینده‌ی این رباعیات اشاره کنیم باید به مسأله‌ی یأس و پوچی بپردازیم. خیام همواره به انسان تذکر می‌دهد که قدر لحظه‌ها را بداند؛ او نمی‌خواهد افسوسی برای آدمی باقی بماند؛ مرحوم دکتر منوچهر مرتضوی در مورد خیام می‌گوید:

«بد بینی و انکار خیام یک رویه‌ی قطعی فلسفی است. خیام می‌گوید: امروز هستیم و از دیروز و فردا کسی خبر ندارد و هرچه گفته‌اند افسانه‌هایی موهوم بیش نیست، پس تنها چاره این است که نیندیشی و خوش و بی خبر زندگی کنی». (مکتب حافظ، ص 103)

ولی راه حلی که او پیشنهاد می‌کند به چه میزانی می‌تواند عملی باشد؟ آدمی که باید به آرامی روی زمین راه برود چرا که این خاک زیر پای او زمانی چشم معشوقی و گردن یاری بوده است، چگونه می تواند شاد باشد؟! وقتی همه‌ی ذرات هستی مرگ را یادآوری می‌کند؛ انسان چگونه می‌تواند غرق در لحظه و بدون اندیشه‌ایی درباره‌ی آینده باقی بماند؟! شاید در نگاه اول رباعیات خیام سرشار از شاد خواری و سرخوشی به نظر برسد، که هیچ توجیه منطقی هم ندارد ولی هنگامی که اندکی با دنیای این شاعر بلند آوازه آشنا شویم متوجه می‌شویم که او بیش از هر کس دیگری پوچی زندگی را درک کرده‌است. خیام با وجود پوچی باز هم زندگی را طلب می‌کند همانگونه که قرنها بعد فیلسوفان اگزیستانسیالیست با بهره مندی از تفکرات او به عصیان علیه پوچی پرداخته‌اند. خیام مرگ را ناگزیری می‌داند که در کمین انسانها نشسته‌است. «روکانتن» برای غلبه بر پوچی «هنر» را منجی و معنا می‌یابد ولی خیام معنایی جز بی معنایی نمی‌یابد. او با شعار غنیمت شمردن دم، انسانها را به نوعی خود فراموشی فرا می‌خواند. می‌خواهد که انسان هر طور که خود می‌خواهد از فرصت‌های محدود عمر خود استفاده کند. 

اشتراک‌گذاری:لینک کوتاه: https://semnan.hozehonari.ir/s/6YHHS3D

نظرات

در حال بارگذاری…

منبع: semnan.hozehonari.ir